«از شاخسار شمع شرروار ميپرد// پروانهای که گرد تو یکبار میپرد»
صائب تبریزی
«به خنده گفت که من شمع جمعم ای سعدی// مرا از آنچه که پروانه خویشتن بکشد»
سعدی
«بیاموز تا بد نباشدت روز// چو پروانه مر خويشتن را مسوز»
ابوشکور بلخی
«پر پروانه بسوزد با فروزنده چراغ// چون چخیدن با چراغ روشن زهرا کند»
منوچهری دامغانی
«تعجب نیست گر پروانه در بیرون در سوزد// که شمع کشته روشن در شبستان تو میگردد»
صائب تبریزی
«چراغ روی ترا شمع گشت پروانه// مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه»
حافظ